لیشمانیا و لیشمانیوزها


 دکتر بهرام کاظمی       استاد انگل شناسی – دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 
تاریخچه لیشمانیوز در ایران: بیماری سالک از زمان قدیم در ایران شناخته شده بود و نشانی ها و علایم زخمهایی  که  در کتب قدیمی ذکر شده است شبیه سالک می باشد.  ابوعلی سینا در کتاب قانون از زخمی بنام جیرونیه یا خیرونیه که طولانی مدت بوده و در مان ان مشکل و مقاوم به درمان بوده است بحث نموده است. در کتاب مجمع الجوامع علوی نیز ازیک نوع زخم جلدی یاد شده که آن را قروح الخیرونیه نامیده اند و توصیف آن  با زخم سالک مطابقت می کند. در شرح اسباب ملانفیس از بیماری  شلیم بحث شده است که تظاهرات بالینی آن شبیه به زخم سالک می باشد.   در سال 1856 میلادی دکتر پولاک از اساتید پزشکی مدرسه دارالفنون تهران  شرح جامعی درباره بیماری سالک نوشت و این زخم را به دو فرم حاد و مزمن تقسیم کرد و آن را با دکمه بغدادی و دکمه حلبی از یک نوع دانست. مطالعات اپیدمیولوژی و درمان بیماری توسط محققان ایرانی  از سال 1320 هجری شمسی  شروع شد و در حال حاضر نیز مطالعات توسط اساتید دانشگاه های علوم پزشکی سراسرکشوردر کانون های مختلف این بیماری در زمینه های مختلف در جریان است.   انگل لیشمانیا: طبقه بندی انگل : جایگاه انگل لیشمانیا در طبقه بندی جانداران به شرح زیر است: Kingdom                        Protista
Subkingdom:                  Protozoa
Phylum                          Sarcomastigophora
Subphylum                    Mastigophora
Class:                            Zoomastigophora
Order:                            Kinetoplastida     
Suborder:                       Trypanosomatina
Family:                          Trypanosomatidae
Genus                            leishmania
 مورفولوژی انگل: الف) اماستیگوت (جسم لیشمن): انگل در این حالت به شکل دایره یا بیضی دیده می شود و اندازه  ان 5-2 میکرون می باشد.  درون سیتوپلاسم انگل هسته معینی مشاهده میشود وDNA خارج کروموزومی ان در اندامکی بنام کینتوپلاست قراردارد (این انگل برخلاف سلول های یوکاریوت یک میتوکندری دارد که کینتوپلاست گفته می شود). در رنگ امیزی های گیمسا و رایت هسته و کینتوپلاست قرمز رنگ ولی سیتوپلاسم انگل بیرنگ ویا برنگ ابی مشاهده میشود.   ب) پروماستیگوت (لپتوموناد): انگل دراین مرحله دوکی شکل است واندازه ان 10 تا 20میکرون می باشد. طول تاژک ان نیز به 10 تا 20 میکرون می رسد و انگل توسط تاژک در محیط مایع مانند مجرای روده حشره ناقل و محیط کشت ازمایشگاهی حرکت میکند.         چرخه زندگی انگل: در سیر تکامل این انگل میزبان ناقل، میزبان و میزبان مخزن  دخالت دارند. ناقل انگل حشره ای از خانواده فلبوتومینه (پشه خاکی ) می باشد که هنگام خونخواری از میزبان مهره دارشکل اماستیگوت انگل را ازان میگیرد ویا شکل پروماستیگوت را به ان تزریق میکند.  شکل پروماستیگوت ( تاژک دار) در دستگاه گوارش حشره ناقل ولی شکل اماستیگوت ( بدون تاژک) در سلول های هسته دار میزبان مهره دار (مانندماکروفاژ) دیده می شود. اگر شکل اماستیگوت انگل را به محیط کشت ازمایشگاهی منتقل کنیم انگل به شکل پروماستیگوت مشاهده میشود. ناقل این انگل در ایران پشه خاکی می باشد و انگل در دستگاه هاضمه حشره ناقل متحمل تغییرات بیولوژیک میشود.     میزبان مخزن انگل سالها انگل را در خود نگهداری میکند بدون اینکه تظاهرات بیماری دران مشاهده گردد.   پشه خاکی ماده برای تخمگذاری به خون نیاز دارد و هنگام تغذیه چندین دفعه خونخواری میکند تا تغذیه ان کامل شود.  حشره هنگام خونخواری ازمیزبان مهره داراماستیگوتهای آزاد یا ماکروفاژهای حاوی انگل را می بلعد.  انگل در روده میانی پشه آزاد و  به پروماستیگوت تبدیل می شود.  به نظر می رسد این تغییر شکل که در محیط کشت، معمولاً 24 تا 72 ساعت طول می کشد، در پشه خاکی به مراتب سریعتر انجام گیرد. پروماستیگوت ها تاژک نسبتاً بلند خود را در بین سلول های پوششی روده فرو می برند وسریعاً شروع به تقسیم می نمایند و از طریق تاژک خود را به جدار قسمتی از رودة قدامی حشره که از جنس کوتیکول است می چسبانند  سپس به مری و گلوی حشره مهاجرت می کنند و در این محل از طریق تاژک خود به جدار این قسمت ها می چسبند و 9 تا 15 روز طول میکشد تا پروماستیگوت ها از طریق ضمائم دهانی خارج شوند. هنگامی که پشه خاکی آلوده، فرد میزبان را نیش می زند مقداری ازبزاق حشره که حاوی پروماستیگوت می باشد به بدن میزبان برمی گردد و دراثرتغییرمحیط، خصوصاً تغییر درجه حرارت به اماستیگوت تبدیل و توسط سلول های بیگانه خوار بلعیده می شود.   اشکال بالینی لیشمانیوزها: حداقل 20 گونة مختلف ازانگل های جنس لیشمانیامی توانند توسط پشه خاکی های جنس فلبوتوموس و لوتزومیا منتقل شوند. این بیماری ها درانسان به چهار شکل اصلی جلدی، جلدی- مخاطی، جلدی منتشره و احشایی دیده می شوند نام بیماری مکان جغرافیاییعامل بیماری
لیشمانیوز جلدی دنیای جدیدL major L tropica L aethiopica
دنیای جدیدL mexicana L amazonensis L venezuelensis
لیشمانیوز جلدی مخاطی
 دنیای جدیدL braziliensis L colombiensis L guyanensis L panamensis L peruviana
لیشمانیوز احشایی دنیای قدیمL donovani L infantum
دنیای جدیدL chagasi


 
لیشمانیوز جلدی:  لیشمانیوز جلدی در88 کشور بصورت اندمی (آسیا، امریکای لاتین، افریقا و جنوب اروپا) می باشد. 350 میلیون نفر دردنیا درریسک بیماری قرار دارند ،12 میلیون نفرمبتلا هستند و سالانه 5/1 میلیون نفربه لیشمانیوز جلدی مبتلا می شوند. لیشمانیوزجلدی دراسیای مرکزی و جنوب غربی آسیا به دو شکل جلدی خشک (شهری) وجلدی مرطوب (روستایی) مشاهده می شود.
لیشمانیوز جلدی روستایی در ایران: عامل این لیشمانیوز انگل لیشمانیا ماژور می باشد که از نظر میکروسکپی با گونه های دیگر قابل تفکیک نمی باشد اما شواهد اپیدمیولوژیک و بالینی گویای وجود دو بیماری جلدی در ایران می باشد.  مهمترین ناقل لیشمانیا ماژوردرایران پشه خاکی های گروه کوکازیکوس (فلبوتوموس پاپاتاسی) والکساندری می باشد. این پشه خاکی اگزوفیل است ودرخارج ازاماکن انسانی خونخواری و استراحت میکند. این بیماری توسط پشه خاکی بین حیوانات وحشی منتقل میشود و انسان نیز می تواند در این چرخه قرار گیرد. میزبان مخزن این انگل جوندگان می باشند.
مهمترین مخزن این بیماری در ایران موشهای وحشی بنام رومبومیس اپیموس می باشند.  این جوندگان در زمینهای مناسب لانه های عمیق متشکل از دالانهای طولانی و مرتبط به همدیگر حفر میکنند که از راههای متعدد به بیرون راه دارند.  چون این لانه ها عمیق هستند محیطی مرطوب و خنک  مناسب تخمگذاری پشه خاکی ایجاد میکنند و پشه خاکی ازمرحله اولیه زندگی خود با موشهای الوده درمحل زندگی خود در تماس میباشد.
پشه خاکی الوده هنگام نیش زدن انسان پروماستیگوتهای انگل را وارد پوست میکند. بطور متوسط دورة کمون لیشمانیوز جلدی روستایی (مرطوب)  2-4 هفته و ندرتا" بیش از دوماه می باشد. گاهی اوقات تا صد ضایعه در بدن فرد مشاهده میشود که اکثرا" بصورت نودولهای اقماری می باشند. زخم ان شدیدتر از لیشمانیا تروپیکا می باشدولی یک بیماری خوبخود محدود شونده است و اگر ضایعه بصورت کلاسیک طی شود درطی 4 تا 6 ماه زخم خودبخود بهبود می یابد اما ازمحل ضایعه حاصل از لیشمانیا ماژور سروزیته ای خارج میشود که محیط مناسبی جهت رشد عوامل عفونی ثانویه میباشد. با الوده شدن ضایعه به باکتریها سیستم ایمنی بدن با ان مقابله میکند و در محل ضایعه باکتریها و نوتروفیل های مرده  موجب ایجاد یک کبره میشود که در زیر ان زخم فعال وجوددارد.
 
اپیدمیولوژی لیشمانیوز روستایی: این بیماری که مشترک بین انسان و دام می باشد در خاورمیانه، کرانه جنوبی دریای مدیترانه، قسمتهایی ازغرب افریقا، کنیا و سودان مشاهده میشود.  بیماری در مناطق روستایی که مخزن ان جوندگان می باشند مشاهده میشود.
زمین منطقه اندمیک  باید مستعد لانه سازی جوندگان باشد مانند زمینهای رسی که جوندگان به راحتی می توانند زمین را حفرکنند. دراین مناطق پشه ها الوده میشوند و انگل را به انسان منتقل می کنند همانطور که گفته شد پشه خاکی فلبوتوموس پاپاتاسی درخارج ازاماکن انسانی خونخواری واستراحت میکند. مهمترین کانونهای اندمیک بیماری درایران به شرح زیر می باشد. شمال شهر اصفهان از کانونهای قدیمی انگل می باشد و مناطقی مانند زینبیه، دولت اباد و روستاهای اطراف الوده بوده و الودگی تا شاهین شهر و مورچه خورت ادامه دارد. 
توزیع جغرافیایی لیشمانیوز جلدی (زئونوز در ایران)
درسالهای اخیر کانون بیماری به اردستان و زواره و قم و کاشان نیز کشیده شده است. کانون دیگر لیشمانیوز روستایی استان خراسان شمالی ( درگز، عشق اباد، لطف اباد)  و همچنین استان گلستان (اینچه برون، داشلی برون، مراوه تپه) می باشد. کانون دیگر لیشمانیوز روستایی دشت عباس درشمال اهواز در استان خوزستان می باشد که تا دهلران در استان ایلام ادامه داشته و مخزن این بیماری در مناطق مذکور جونده های مریونس، نوزوکیا، تاترااندیکاو رومبومیس می باشند. در استان سمنان نیز کانونی وجوددارد که در شمال شهرستان شاهرود قرار دارد. استان سیستان و بلوچستان نیز از کانونهای اندمی بیماری می باشد.
لیشمانیوز جلدی شهری ( انسان دوست)  در ایران:  عامل این بیماری لیشمانیا تروپیکا می باشد.  ناقل ان فلبوتوموس سرژانتی است که یک پشه خاکی اهلی بوده و در اماکن انسانی خونخواری و استراحت میکند. سابقا" سگ را مخزن این انگل می دانستند اما امروزه مشخص شده است که  مخزن این انگل انسان می باشد و به همین علت انتروپونوتیک لیشمانیازیس نام گرفته است.. انگل با نیش پشه خاکی وارد بدن می شود در محل گزش یک پاپول ایجاد می گردد که بتدریج بزرگ شده و سپس پاره می شود و زخمی با نواحی مشخص ایجاد میکند که بعد از بهبودی یک اسکار ( جوشگا ه ) گود برجای میگذارد. عفونت لیشمانیا تروپیکا منجر به زخم خشک می شود. دوره کمون بیماری چند ماه (6-8) تا یکسال می باشد. تعداد ضایعات کم بوده و بیشتر در سر و انتهاها و کمتر در تنه ایجاد می شوند.72 درصد موارد در مدت دوسال بهبود می یابند. لیشمانیوزعود کننده یا رسیدیوانس به علت لیشمانیا تروپیکا ایجاد می شود و در حاشیه ضایعه قدیمی ضایعات جدید بوجود  می ایند.
 
اپیدمیولوژی لیشمانیوز شهری در ایران:  چون دوره زخم در این بیماری طولانی است وقتی در یک فرد ضایعه ایجاد شود انگل با فعالیت پشه ها در سال بعد می تواند به افراد سالم منتقل گرددد، بنابراین در این بیماری میزبان مخزن لازم نیست در صورتیکه در لیشمانیوز روستایی که دوره زخم کوتاه است سال بعد انسان الوده وجودندارد تا پشه انگل را از ان بگیرد و به دیگری منتقل کند بلکه وجود یک مخزن لازم و ضروری میباشد.
دوره تکامل لیشمانیوز جلدی شهری (ACL) و روستایی (ZCL)
 
کانونهای الودگی درایران عبارتند از : نوار شمالی شهر تهران ( درکه، سعادت اباد، پونک و حصارک)، جنوب غربی ( اسلام شهر) و جنوب شرقی( ورامین).  شهر مشهد، شیراز، کرمان، بم، کازرون ویزد.
لیشمانیوز احشایی در ایران : لیشمانیوز احشایی در ایران مشابه تیپ مدیترانه ای می باشد. عامل این بیماری لیشمانیا دونوانی اینفانتوم نام دارد. مهمترین ناقل ان پشه خاکی فلبوتوس ماژور می باشد که یک پشه خاکی وحشی است.  سگ، روباه و شغال مخزن این انگل می باشند.  انگل وقتی توسط پشه خاکی  به انسان منتقل میشود به احشا مهاجرت کرده و اکثرا" در طحال  و مغز استخوان مستقر می شود.  به علت حمله به سلول های خونساز و از بین بردن انها کمخونی در فرد مبتلا مشاهده  می گردد.  افرادی که به تیپ هندی مبتلا می شوند همزمان با بیماری و یا بعد از بهبودی در بدن انها نودولهایی مشاهده میشود که گاهی  نیزاگل ها  ازاین نودولها جدا سازی شده است  و به لیشمانیوز جلدی بعد از کالا ازار (Post kala  azar dermal leishmaniasis)  معروف است. درافراد مبتلا به ایدزعفونت فرصت طلب لیشمانیوز احشایی ایجاد می شود. حدود 1 تا 3 درصد افراد مبتلا به ایدز از لیشمانیوز احشایی رنج می برند. تعدادی از ضایعات سارکوم کاپوزی حاوی لیشمانیا می باشند. اخیرا" موارد لیشمانیوز جلدی مشاهده شده است که عامل ان لیشما نیا اینفانتوم بوده است.
اپیدمیولوژی لیشمانیوز احشایی در ایران: لیشمانیوز احشایی در دنیای قدیم بصورت تیپ مدیترانه ای، تیپ هندی و تیپ سودانی بروز میکند. لیشمانیا دونوانی تیپ مدیترانه ای  دراطراف دریای مدیترانه ( جنوب اروپا و شمال افریقا) لبنان ، سوریه ، عراق و ایران مشاهده می شود و چون اکثرا" بچه های کمتر از ده سال را الوده میکند به اینفانتوم معروف است. مهمترین کانون این انگل در ایران در استان اردبیل ( مشکین شهر، پارس اباد مغان و کلیبر ) است که روباه و سگ مخزن ان می باشند. کانون دیگربیماری در استان چهارمحال و بختیاری بین عشایری که بین خوزستان و شهرکرد ییلاق و قشلاق می روند دیده می شود. کانون جنوب ایران بین شهرستانهای جهرم و فسا دراستان فارس می باشد که مخزن انگل شغال است.  کانون دیگری نیزدراستان بوشهر مشاهده میشود.  این بیماری بصورت اسپرادیک از همه استانها گزارش شده است.  کانون دیگرلیشمانیوز احشایی دنیای قدیم هند می باشد که بعلت لیشمانیا دونوانی ایجاد میشود وبزرگسالان را مبتلا میکند و مخزن ان انسان است. مطالعات اپیدمیولوژی که اخیرا" دراستان اردبیل انجام گرفته مشخص شده که یک سوم موارد لیشمانیوز احشایی به علت لیشمانیا دونوانی می باشد که خود مشکل دیگری ایجاد می کند زیرا انسان می تواند مخزن باشد و مبارزه با بیماری را مشکل میکند.


 
سیر تحول تولید واکسن بی ضرر و مؤثر سالک در 21 سال اخیر
 
«تولید واکسن نسل اول بر ضد لیشمانیوزناشی از لیشمانیاماژر»
 
 
دکتر رضا هاشمی فشارکی
 
 
رئیس سابق بخش تک یاخته شناسی و تولید واکسن های تک یاخته ای مؤسسه رازی
مشاور علمی مؤسسه تحقیقاتی و تولیدی مواد بیولوژیک پسوک
 
 
 
 
 
 
تلفن: 66439196
 
rezahf2001 @gmail.com
 
تاریخچه بیماری سالک  (لیشمانیوز) در ایران و سایر نقاط جهان
در کتاب قانون بوعلی سینا از زخمی به نام جیرونیه یا خیرونیه که مدت ها باقی مانده و درمان آن مشکل بوده و در برابر داروهای گوناگون مقاومت می نماید بحث نموده است در کتاب مجمع الجوامع علوی از یک نوع زخم پوستی یاد شده که به آن قروح الخیرونیه می نامیدند و به سختی بهبود می یافت و سرطان هم نبوده است. در مطالب نوشته شده توسط ملا نفیس از بیماری بحث شده است که تظاهرات آن با زخم سالک شبیه نبوده است.
سالک در ایران و مطالعات مربوط به آن از سال 1287 شروع شده و در سال 1288 اشنایدر و در سال 1292 نلیگان به مطالعه سالک سگ پرداخته اند. در سال 1294 کاشه استاد پزشکی دارالفنون از 21 سگ ولگرد در کوچه های تهران که مورد آزمایش قرار داد 15 سگ مبتلا به سالک را تشخیص داد. دکتر حبیبی و دکتر ثابتی از نظر آسیب شناسی و دکتر مفیدی از نظر کشت و مایه کوبی بر ضد لیشمانیوز مطالعاتی را انجام دادند و تا سال 1335 لیشمانیوز در بیشتر نقاط ایران مطالعه شد و در سال 1338 دکتر مفیدی اطلاع داد که سالک در ایران اندمیک بوده و به وفور در فلات مرکزی و ناحیه شمال شرق ایران وجود دارد و حتی اظهار داشت که در شهرهای ایران به خصوص در تهران  سالک اندمیک می باشد و شیوع و ظهور بیماری به طور کلی در بهار بیشتر و در تابستان تقریباً محدود می باشد.
بیماری سالک از خیلی قدیم در دنیا شناخته شده و برای بر طرف کردن بیماری درمان های متعددی متداول بوده است از آن جمله یهودیان ساکن بغداد برای ایمن ساختن دختران با استفاده از زخم های سالک مایه کوبی را انجام می دادند. از طرفی لیشمانیوز احشایی که به نام کالاآزار هم نامیده می شود در بیشتر کشورها حتی ایران گزارش شده است. «نام کالاآزار از زبان سانسکریت مشتق گردیده و کالا از کلمه قارا به معنی سیاه و آزار به معنی بیماری تشکیل شده و بیماری به نام بیماری سیاه نامیده می شود.»
در مؤسسه رازی در سال 1316 درباره لیشماینوز پوستی سگ مطالعاتی انجام شده و در یک سگ بیماری به شکل همه گیر و احشایی مشاهده شده است ولی انگل لیشمانیوز به طور کاملاً واضح مشخص نگردید. دکتر پویا درباره کالاآزار، دکتر سامی راد، دکتر ابطحی، دکتر پارسا، دکتر مقبلی، دکتر شمس و دکتر مجلل درباره سالک انسان مطالعاتی داشته اند. دکتر میمندی نژاد در سال 1318 در تهران در درمانگاه شخصی خود با سگ های زیادی که گرفتار سالک پوستی بودند مواجه گردید و به وسیله داروی آنتی موآن به در مان آنها پرداخت. در سال 1335 نیز در پنجمین کنگره پزشکی رامسر توسط متخصصین رازی و پاستور و انستیتو مالاریالوژی مطالبی در مورد گسترش بیماری و راه های درمان آن ارائه شده است.
اطلاعات کلی درباره لیشمانیوز
سالک مجموعه بیماری هایی است که توسط گونه های جنس لیشمانیا به صورت جلدی، جلدی مخاطی و احشایی ظاهر می شود و می تواند یک معضل بزرگ بهداشتی در ایران و اکثر کشورهای جهان محسوب گردد در حال حاضر بیش از 350 میلیون نفر در سطح جهانی در معرض خطر آلودگی به سالک اعم از سالک جلدی، سالک جلدی – مخاطی و سالک احشایی قرار دارند و بیش از 12 میلیون نفر از این بیماری رنج می برند و هر ساله 300 هزار نفر به تعداد افراد مبتلا به بیماری اضافه می گردد و در سالک احشایی (لیشمانیوز احشایی) نیز چنانچه در اسرع وقت قبل از گسترش بیماری اقدام به درمان نشود بیشتر افراد مبتلا در معرض خطر مرگ قرار خواهند گرفت و در سالک جلدی هم امکان باقی ماندن زخم ها به مدت طولانی وجود دارد و حتی اگر درمان نتیجه مثبتی در برداشته باشد ویا اینکه زخم های ایجاد شده بدون استفاده از دارو بهبود یابند جای زخم بهبود یافته باقی مانده و بیشتر مواقع سبب زشتی چهره شده و افراد مبتلا با مشکلات روانی زیادی همراه می شوند.
بنابراین با توجه به گسترش روزافزون آلودگی سالک جلدی و سایر اشکال آن در سطح جهانی و عوارض گوناگون ناشی از گونه های متفاوت تک یاخته لیشمانیا محققین درصد برآمدند جهت مبارزه با ناقلین، حیوانات مخزن و درمان افراد مبتلا و ایمن نمودن افرادی که در معرض خطر آلودگی قرار دارند راه های مناسبی را انتخاب نمایند معذالک افزایش مقاومت عامل بیماری سالک نسبت به دارو، افزایش مقاومت ناقلین نسبت به حشره کش ها، عدم مبارزه مناسب و کافی با حیوانات مخزن، کافی نبودن اقدامات کنترل، افزایش جمعیت، مهاجرت و مسافرت های پی در پی افراد حساس و غیر ایمن به نقاط آلوده در گسترش و افزایش بیماری سالک نقش مؤثری داشته و دارند و استفاده از واکسن مناسب می تواند یکی از مؤثرترین یا ساده ترین و اقتصادی ترین راه جهت کنترل بیماری باشد.
همانطور که قبلاً گفته شد از قدیم الایام افراد بومی نقاط آلوده با این بیماری آشنایی داشته و برای ایمن نمودن فرزندان و نزدیکان خود از زخم آلوده به سالک جلدی برداشت نموده و در روی پوست نقاط پوشیده بدن افراد سالم، مایه کوبی می نمودند و اولین گزارش مستدل در این مورد از بومیان ساکن بغداد بوده است.
در ایران نیز استفاده از واکسن زنده جهت ایمن سازی افراد سالمی که در معرض خطر ابتلا به بیماری بودند از سال 1324 برای اولین بار توسط دکتر انصاری به طریق مایه کوبی با سویه زنده عملی گردید و در سال 1360 توسط دکتر ندیم و دکتر جوادیان واکسن زنده سالک جهت ایمن نمودن ساکنین نقاط شرق و شمال استان اصفهان و نیروهای مستقر در جبهه های جنوبی و جنوب غربی کشور (طی 8 سال جنگ تحمیلی بین ایران و عراق) مورد استفاده قرار گرفت و حدود دو میلیون نفر در ایران بر ضد سالک جلدی با سویه زنده لیشمانیا ماژر مایه کوبی شدند و نتایح به دست آمده نسبتاً رضایت بخش بوده است معذالک باید اضافه نمایم که با گذشت زمان چه در ایران و چه در شوروی سابق متوجه شدند که تزریق سویه زنده با استفاده از محیط کشت NNN  ((Nawy; Nichol&MaCkelin و ناخالصی های موجود (سرم خون خرگوش و آگار) با عوارض جانبی نسبتاً شدیدی در افراد واکسینه همراه بوده است و حتی بعضی مواقع نه تنها زخم های ایجاد شده بهبود نیافته و مدت طولانی باقی مانده اند بلکه علاوه بر زخم های حاصله از تزریق در سایر نقاط بدن افراد واکسینه نیز زخم های دیگری ظاهر می گردید لذا در صدد بر آمدند از پیکره کشته و خالص تک یاخته لیشمانیا بدون وجود مواد متشکله محیط های یک مرحله ای و دو مرحله ای کشت به تنهایی یا همراه با یک یا دو یاور مناسب به عنوان واکسن استفاده نمایند لذا تهیه و تولید واکسن کشته بی ضرر، ارزان و مؤثر یکی از اهداف اساسی و بنیادی سازمان جهانی بهداشت، مرکز تحقیقات بیماری های گرمسیری قرار گرفت و بنا به پیشنهاد سازمان جهانی بهداشت و تأیید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تولید واکسن کشته سالک (تهیه شده از پیکره پروماستیگوت لیشمانیا به طور خالص) به عهده مؤسسه رازی قرار گرفت و محققین مؤسسه رازی از اواخر سال 1365 فعالیت های خود را در مورد تولید واکسن کشته سالک شروع نمودند و از سال 1368 واکسن کشته و آزمایشی سالک جهت بررسی در روی داوطلبان انسان در اختیار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمان جهانی بهداشت قرار گرفت و تاکنون در این رابطه هفت طرح تحقیقاتی با همکاری سازمان جهانی بهداشت در زمینه تولید واکسن سالک توسط محققین ایرانی به اجرا در آمده است. لازم به یادآوری است که بررسی های مربوط به ارزیابی واکسن در روی داوطلبان با همکاری سازمان جهانی بهداشت، مرکز تحقیقات بیماری های گرمسیری WHO، وزارت بهداشت، مؤسسه رازی، مرکز بیماری های پوست و جذام، اداره کل مبارزه با بیماری های واگیر، دانشکده بهداشت دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشکی یزد، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی کرمان، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، انستیتو پاستور، مراکز تحقیقاتی کشورهای پاکستان، سودان و هندوستان در دست انجام بوده است. لازم به یادآوری است که یک واکسن ایده آل بر ضد لیشمانیوز باید ویژگی های زیر را داشته باشد:
در شرایط فیلدی از واکنش های کلینیکی لیشمانیوز جلوگیری نماید.
در مقابل کلیه سویه های تک یاخته لیشمانیا قدرت ایمنی زایی خوبی داشته باشد.با یک یا دو تزریق واکسن بتوان ایمنی طولانی مدت را در افراد مایه کوبی شده ایجاد نمود.در مقادیر انبوه تولید شده و در دسترس باشد و قیمت آن نیز مناسب باشد.قدرت ایمنی زایی واکسن در مدت طولانی حفظ شده باشد.هیچ گونه آلودگی ثانوی نداشته باشد.بی ضرر بوده و مصرف آن راحت باشد.سیر تحول واکسن کشته سالک در ایران
از سال 1368 به بعد واکسن سالک به سه روش مختلف زیر تهیه شده و مورد بررسی قرار گرفته است:
واکسن غیرفعال لیشمانیاماژر که با استفاده از مرتیولات غیرفعال شده است. (این روش بعداً به دلیل اثر سوء مرتیولات مورد استفاده قرار نگرفت)
واکسن غیرفعال لیشمانیاماژر که با استفاده از اتوکلاو غیرفعال شده است. (این روش نیز به دلیل عدم ایجاد ایمنی مناسب مورد استفاده قرار نگرفت)واکسن غیرفعال لیشمانیاماژر که پس از مخلوط کردن با هیدروکسید آلومینیم به روش اتوکلاو غیر فعال شده و موقع تزریق آن BCG همراه آن تزریق می شود در واقع واکسن همراه با دویاور: هیدروکسیدآلومینیم و دیگری BCG به داوطلبان انسانی تزریق می گردد.به منظور تهیه این سه نوع واکسن از بذر لیشمانیاماژر استفاده شده است.
مشخصات بذر تأیید شده توسط سازمان جهانی بهداشت عبارت از:
leishmania major  reference: mammalian     homosapiens/Iranian/1976/Esfarayen (a  region  in Eastern  of Iran)    Summarized: MRHO /IR/76/ER برای تهیه واکسن از بذر لیشمانیاماژرکه در برودت 196- درجه سانتی گراد نگهداری شده برداشت نموده و پس از ذوب در محیط ابتکاری تغییر شکل یافته (modified RPMI, 1640)
همراه با سرم جنین گاو کشت داده و به منظور افزایش تعداد پروماستیگوت در هر میلی لیتر کشت پروماستیگوت را چند پاساژ ادامه داده و در پاساژ نهانی اندازه گیری PH و شمارش پروماستیگوت هر روز انجام شده تا اینکه در مرحله توقف رشد
 (stationary phase) بلافاصله محیط حاوی پروماستیگوت برداشت می شود ضمناً یادآور می شود که بررسی های کمی و کیفی نمونه های کشت شده در بخش تک یاخته شناسی و بخش کنترل واکسن های انسانی مورد ارزیابی قرار گرفته و پس از اطمینان از عدم آلودگی پروماستیگوت کشت شده تهیه و تولید واکسن ادامه می یابد در نهایت پروماستیگوت های تهیه شده به منظور جدا شدن از مواد متشکله محیط حداقل پنج بار سانتریفوژ شده و سپس رسوب حاصله که واجد پروماستیگوت های خالص لیشمانیا می باشد تا موقع مصرف در برودت 70- یا برودت 196- درجه سانتی گراد نگهداری می شود. در موقع مصرف رسوب نگهداری شده را ذوب نموده و بر مبنای اندازه گیری توتال پروتئین مورد نیاز در دُز تزریقی با هیدروکسید آلومینیم و سرم فیزیولوژی مخلوط و در شیشه های واکسن تقسیم می گردد و جهت غیرفعال شدن پروماستیگوت شیشه های واکسن اتوکلاو شده و پس از اطمینان از عدم آلودگی، خلوص، بی ضرری و قدرت ایمنی زایی جهت بررسی بر روی داوطلبان به دفتر سازمان جهانی بهداشت در ایران تحویل می گردد.
موفقیت های چشم گیری در گسترش و توسعه واکسن غیرفعال لیشمانیا که از پیکره تک یاخته تهیه شده به دست آمده است و در شرایط فعلی این واکسن بر روی داوطلبان ساکن در نقاط اندمیک آلوده به لیشمانیاماژر، لیشمانیاتروپیکا و لیشمانیا دونوانی در ایران، سودان، پاکستان و حتی روی لیشمانیوزمیمون در هندوستان لیشمانیوز احشایی سگ در ایران مورد بررسی قرار گرفته است و با نتایج نسبتاً خوبی همراه بوده است و گزارش های ارائه شده توسط محققین مراکز تحقیقاتی یاد شده رضایت بخش بوده است و ضرورت دارد بررسی های نهایی جهت اطمینان قاطع از خواص ایمنی زایی واکسن پس از تزریق اول ادامه یافته و یک یا دو تزریق تکراری در فواصل مشخص در نظر گرفته شود تا پس از دریافت نتایج قطعی از مؤثر بودن واکسن مزبور تولید انبوه آن جهت تآمین نیاز داخلی و صدور آن به کشورهای ذینفع زیر نظر سازمان جهانی بهداشت هر چه سریع تر انجام شود در شرایط فعلی متأسفانه گسترش لیشمانوز جلدی در بیشتر نقاط ایران به صورت اندمیک بوده و ضرورت دارد جهت جلوگیری از گسترش بیماری اقدامات و بررسی های انجام یافته تداوم یابد و تلاش و فعالیت های محققین ایرانی با همکاری وزارت بهداشت برای تولید یک واکسن مناسب و مؤثر جهت مایه کوبی افراد در نقاط اندمیک و هم چنین جهت ایمنوتراپی افراد واجد زخم های لیشمانیا به نتیجه مطلوب برسد.
 


 
متن تفاهمنامه سه جانبه
همکاری FAO-OIE-WHO
سازمان خواروبار و کشاورزی – سازمان جهانی بهداشت دام – سازمان بهداشت جهانی
 
 
 
اشتراک مسؤولیت‌ها و هماهنگی فعالیت‌های جهانی برای نشانه‌گیری مخاطرات در وجوه مشترک اکوسیستم‌های دامی –  انسانی
 
 
 
نشر جامعه دامپزشکان ایران به مناسبت روز ملی بیماری های قابل انتقال از حیوان به انسان
 با همکاری شرکت مشاوران دامین طب
 
 

دیدگاه
توانمندی جهانی در پیشگیری، تشخیص، محدودسازی، ریشه کنی و واکنش نسبت به مخاطرات سلامت دام و بهداشت عمومی ناشی از بیماری های قابل انتقال بین انسان و دام، و بیماری های دامی موثر بر سلامت غذایی از طریق همکاری چندبخشی و مشارکت‌های قدرتمند.
پیش زمینه
عوامل بیماریزایی که در جمعیت های دامی در حال گردش هستند، می توانند تهدیدی توامان برای سلامت دامها و انسانها باشند، بنابراین هم بخش های مسوول سلامت انسان و هم بخشهای مسوول سلامت دام، سهم و مسوولیت در کنترل این عوامل را به عهده دارند. عوامل بیماریزا – ویروس ها، باکتری ها، و انگل ها – رشد و نمو می کنند و چرخه زندگی شان در محیطی کامل می شود که هرچه بیشتر برای زندگی شان مطلوب باشد و دوام آنها را در طی زمان از طریق تکثیر و انتقال این اجرام از میزبان بیمار به میزبان حساس جدید تضمین کند.
درحالی که در برخی از کشورها و مناطق به ادغام و یکپارچه سازی سازمانهای کنترل کننده و مسوول در بخش های سلامت دام، غذا، و انسان، تصمیم گرفته شده است، بسیاری از سازمانهای کنترلی کشورها  یکپارچه نیست و همکاری محدودی با هم دارند.
 به هرحال تلاش های اخیر برای کنترل آنفلونزای فوق حاد طیور (HPAI) و همکاریهای انجام شده در جهت آمادگی جهانی برای همه گیری، بر ضرورت تمرکز بیشتر بر کاهش مخاطرات ناشی از بیماریهای مشترک دام و انسان و یا بیماری های با منشا دامی از طریق همکاریهای میان بخشی تاکید مجدد کرده، و این حقیقت را که نتایج موفقیت آمیز و پایدار تنها در شرایط برقرار بودن همکاریهای عملی ممکن می‌شوند، برجسته ساخته است. آن چنان که در خیلی از کشور ها و نیز در سطح بین المللی شاهد بوده‌ایم.
FAO و OIE و WHO ، تجارب درازمدتی در همکاری های مستقیم داشته اند. این شرکای سه جانبه تصدیق می کنند که مدیریت و واکنش به مخاطرات بیماری های مشترک دام و انسان و برخی از بیماری های پراثر، پیچیده است و نیاز به همکاریهای چندبخشی و چندسازمانی دارد. این سند یک راهنمای راهبردی برای FAO و OIE و WHO‌ فراهم می کند تا همدیگر را دریابند و پایه طولانی مدتی برای همکاری های بین المللی با هدف هماهنگی فعالیت های جهانی و نشانه گیری مخاطرات بهداشتی در وجوه مشترک اکوسیستم های انسانی – دامی را پیش می نهد.
دستورکار تکمیلی و هم افزاییهای بعدی بین FAO-OIE-WHO شامل کارهای اصلی، ارتباطات عمومی، تشخیص پاتوژن ها، ارزیابی و مدیریت مخاطرات، ساخت ظرفیتهای فنی، و گسترش تحقیق و پژوهش خواهد بود .
 
تنظیم راهبرد سه جانبه FAO-OIE-WHO
-       FAO وOIE و WHO تشخیص داده اند که نشانه گیری مخاطرات بهداشتی در وجوه مشترک اکوسیستم های انسانی- دامی به مشارکت قدرتمند بازیگرانی نیاز دارد که هر کدام دارای یک دورنمای متفاوت برروی برخی مسائل و نیز سطوح مختلفی از منابع باشند. این مشارکتها - که می تواند شامل اعضا سازمان های جهانی، دولت ها، جامعه مدنی و امور خیریه باشد – باید در جهت کم کردن بار نظارت، گزارش، و سیستمهای ترابری چندگانه بر روی کشورهای عضو، جلوگیری از تلاش های تکراری، و نتایج و برون ده های چندپاره و بی ثمر، هماهنگ شوند. تدوین چارچوب عملی همکاری در سطوح ملی و بین المللی با تعریف روشن و مشخص نقش ها و مسوولیت ها، یک ضرورت است. -       همچنین همزمان با بسط این مشارکتها، تقویت و توانمندسازی موسسه های دخیل در سلامت انسان و دام در راستای مدیریت بیماری های موجود و یا جدید که از نظر سلامت عمومی، کشاورزی، اجتماعی، اقتصادی مهم هستند، برای آینده ضرورت دارد. پروتکل ها و استانداردهای مدیریت بیماری های مشترک نوپدید باید بصورت بهم پیوسته،در زمان مناسب، تدوین شوند. در بیماری های مشترک و پر اثر (High-Impact) ، اثبات شده است که برای حفظ زندگی جمعیت های آسیب پذیر، ارتقای وظایف حاکمیتی، بهبود زیرساختها و ظرفیت سازی، بسیار با ارزش می باشد.
-       لازم است یک چارچوب کاری بهم پیوسته برای نشان دادن شکافها و کاستی ها و نیز تقویت همکاریها در فعالیت های آزمایشگاهی مرتبط با سلامت انسانی- دامی تدوین گردد. این چارچوب باید ارتقا و به روزرسانی امکانات، آموزش و همکاریها بین آزمایشگاه های مرجع منطقه ای و بین المللی برای تشخیص و تضمین کیفیت را پوشش دهد. همچنین این چارچوب کاری باید همکاری سیستم های مراقبت انسانی و دامی در جهت تحلیل شواهد در دسترس و ارزیابی واکنشها، و نیز اشتراک زمانی داده های مقایسه ای اپیدمیولوژیک و تشخیص پاتوژن را میان بخش های وابسته بهبود بخشد. -       سه سازمان ( Codex Alimentarius،OIE و IPPC) برای دستیابی به تطابق و ارتباط در امور تدوین و تنظیم استانداردهای جهانی مرتبط، معطوف به توافقنامه سازمان تجارت جهانی (WTO) درباره استفاده از سنجه های بهداشتی و بهداشت گیاهی، فعالیت خواهند کرد. این رهیافت به معنی یکپارچه سازی سه موسسه فوق یا ساختن موسسه جدید نیست. بلکه ترجیحاً سه سازمان باید نسبت به بهبود ارتباط و هماهنگی بر پایه ساختارها و سازوکارهای فعلی موجود اعم از توجه به انتشار استاندارد های عمومی ادامه دهند.
-       <

جامعه دامپزشکان ایران (( کمیته دامپزشکی در خدمت بهداشت همگانی))

     Veterinary Public Health VPH